تبلیغات
منتظر141 - گفتگو با امام زمان (عج)
 
منتظر141
درباره وبلاگ


بسم رب الارباب
چشم آلوده کجا، دیدن دلدار کجا؟ دل سرگشته کجا، وصف رخ یار کجا؟
با سلام خدمت شما بازدید کنندگان عزیز آنچه که در این وبلاگ مورد بحث قرار میگیرد در رابطه با رهبری-شهدا-مساعل سیاسی و به خصوص بحث مهدویت است که در این وبلاگ به شما اراعه می دهیم.
ایمیل:hemmat.h.1379@gmail.com
مارا در اینستا گرام دنبال کنید:hh.ninja

مدیر وبلاگ : حمزه
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در باره وبلاگ منتظر141 چگونه است؟




ای فرزند احمد! آیا راه ملاقات و دیداری به سوی تو هست؟ پس کی آن زمان فرا می رسد که ما از فیض وجود تو بهره مند گردیم؟ پس چه زمانی ما به نهر شاداب تو وارد شده و سیراب می شویم؟! دیرزمانی است که ما تشنه ی وجود تو هستیم، پس کی آن زمان می رسد که از آب گوارای تو بهره مند شویم؟

 

مولای من! آقای من! کی آن زمان فرا می رسد که تو ما را ببینی و ما تو را ببینیم که پرچم پیروزی را بلند کرده ای تا چشمانمان به نور جمال تو روشن شده و با راهنمایی هایت، هدایت شویم؟ کی آن روز فرا می رسد که تو ما را از حقایق چیزهایی که برایمان دشوار و سخت است، آگاه نموده و گره مشکلاتمان را باز کرده و به وجود تو، جهالت و نادانیمان، رفع شده و کمالاتمان، کامل شود.

 

آقا و مولای من! ای منتهای آرزو و امیدم! ای کاش خبر داشتم که پایان کارم چه می شود؟ آیا سرانجام تو را خواهم دید؟ و چشمان من به نور جمال تو روشن خواهد گشت؟ و آیا از شهد شیرین و گوارای وصال تو سیراب خواهم شد؟ یا اینکه با باری از غم و اندوه و غصّه وارد قبر شده و با حزن فراوان و غصّه ی زیاد، جان می سپارم.

 

ای آقای من! ای مولای من! این فراق طولانی مدّت شما مرا کشت! امّا چیزی که مرا زنده می دارد، امید وصال شما و نشانه های ظهورتان است.

 

[مرا امید وصال تو زنده می دارد

و گرنه هر دَمَم از هجر تُست بیم هلاک]

 

اگر این وعده ها نبود و ما منتظر آشکار شدن نشانه های ظهور تو نبودیم، چه باید می کردیم؟ صلوات و درود خدا بر کسی که ما را با دادن این وعده ها و با انتظار ظهور شما زنده کرد و ما را از آن آگاه ساخت؛ زیرا همین وعده و وعیدهاست که سبب حیات منتظران ظهور و مشتاقان وصال شما شده است.

 

آقایم! تنها چیزی که تحمّل سختی فراق تو و گرفتارهای روزگار را بر دل و جان ما آسان کرده، این جمله است که: «إِنَّ مَعَ العُسرِ یُسراً».

 

ما این سختی ها و گرفتاری ها را، تنها به این خاطر که از علایم فرج و نشانه های ظهور تو می باشند، تحمّل می کنیم و به همین خاطر است که آنها بر ما آسان می آیند، بلکه مشتاق این گرفتاری ها و سختی ها هستیم، زیرا با سپری شدن اینها، ما به شما می رسیم.

 

آقای من! فراق شما طولانی شد و انتظار، کمر طاقت ما را شکست، ما منتظر ظهور شما هستیم، با یاد شما زندگی می کنیم و آثار ظهورتان را یکایک می شماریم.

 

آقای من! کار ما خیلی سخت شده، ظلم به حدّ نهایی اش رسیده، فساد در دریا و خشکی ظاهر شده، و چون امروز، فسادی در خشکی و دریا و زمین دیده نشده است، حتّی فساد و تباهی به آسمان هم راه یافته، شعله ور شدن آتش های آسمانی، عالم را سوزانده و شهرها را ویران ساخته و انسان و حیوان و ماهیان دریا را به نابودی کشانده است.

 

مولای من! آقای من! بلا و گرفتاری بزرگ شد و درد پنهان آشکار گشت؛ ما روی شکایت به سوی درگاه تو آورده ایم.

 

آقای من! فراق و هجران تو از هر غم و دردی بزرگ تر است، والّا با وجود شما، بلا، نعمت و در راه تو، آزار، راحتی و آسایش است....

 


آقای من!

«اگر هلاکت و نابودی من، در راه پیوستن من به تو باشد، به آن شتاب کن، فدایت شوم.»

«و در راه عشق خود، به هر شکلی که می توانی مرا امتحان کن؛ زیرا آن چیزی را بر می گزینم که رضایت و خشنودی تو در آن است.»

«مولای من! در هر حال تو، شایسته تر و سزاوارتر از من، به خود من هستی، زیرا اگر تو نباشی، من هم نیستم.»

«تو در میان این قوم، هواخواهی داری که با وجود تو، او زنده است و در راه دوستی تو، از کشته شدن هم لذّت می برد.»

«آن چنان بنده هواخواهی که هیچ گاه هوس آزادی به سرش نزده، و اگر تو او را نخواسته و آزادش کنی، باز دست از تو بر نمی دارد.»

 

آقای من! مولای من! هنگامی که به لحظه وصال تو و لذّت دیدار تو فکر می کنم و در حالات نزدیکان تو می اندیشم، همان کسانی که از فضل و بخشش های تو بهره مندند و زائر جمال زیبای تو هستند، و از تعلیمات تو مستفیضند و تو با نوشاندن جام توحید بر آنان منّت گذاشته ای و در مجلس یگانگی خدا، به آنها کرامت کرده ای،[وقتی به همه ی اینها می اندیشم،] حس می کنم که از شدّت حسرت، دلم در حال شکافته شدن و از شدّت غیرت، قلبم در حال پاره شدن است!

 

آقای من! احوال مشتاقان و عاشقان تو، همانند احوال دیگر مشتاقان و عاشقان نیست؛ زیرا زیبایی تو را نمی توان با زیبایی دیگر معشوقان مقایسه کرد و جلال تو، مثل دیگر جلال ها نیست! چرا که شما محبوبی هستید که علّت ایجاد محبّانتان می باشید و محبّان شما در هرحال و هرکاری، به شما احتیاج دارند، امّا دیگر محبوب ها اینگونه نیستند. بلکه در عالم، هر زیبایی که دیده می شود، مظهری از زیبایی شماست و هر جلالی که هست، اثری از آثار جلال شما می باشد. زیرا جمال و جلال تو از جمال و جلال خداوند جمیل و جلیل است و جمال و جلال دیگران از مظاهر جمال و جلال شماست. شما سرچشمه ی تمام زیبایی ها و بزرگی ها هستید و منظور از درخشان ترین مراتب درخشندگی و زیباترین زیبایی ها و باشکوه ترین شکوهمندان، در دعای سحر، شما هستید و شمایید نور درخشان خداوند و پرتوهای درخشنده ی الهی.

................

مولای من! جان همه ی عالم به فدای شما باد. جان من به فدای شما باد.

پناه می بریم بر خدا از این مصائب سخت و رنج های بی شمار[إنّا للهِ و إنّا إلیهِ راجعون] از مصیبت نبودن تو و طولانی شدن غیبتت، به درستی که حال شیعیان و پیروان تو در عصر غیبت، مانند حال رمه ی گوسفندی است که شبانشان آنان را رها کرده، و آنها در هر سو پراکنده شده، و گرگان از همه طرف، به سویشان حمله کرده، تعدادی را کشته و خورده و تعدادی دیگر را ذخیره کرده اند.

 

آقای من! این مصائب ما می باشد؛ امّا آن چیزی که بیشتر سبب غم و ناراحتی ما شده، اندوه شماست که به خاطر مصائب و رنج های ما، محزون می شوید و این مطلب برای ما سخت تر است و دلهای ما را بیشتر به در می آورد؛ زیرا ما می دانیم که شما تا چه اندازه نسبت به شیعیانتان، مهربانید و آگاهیم که تا چه حد، نسبت به آنان غیرت داشته و رقیق القلب هستید. مگر جدّ شما، حضرت امیر مؤمنان امام علی(علیه السّلام) نبود که وقتی به او خبر دادند که لشکر«معاویه بن ابی سفیان» خلخالی را از پای زن یهودی درآورده اند، به شدّت ناراحت شدند و فرمودند:«اگر مسلمانی به خاطر این اتّفاق بمیرد، او را قابل ملامت و سرزنش نمی دانم!»

 

پس شما چه حالی دارید که می بینید چه فجایعی در حقّ زنان و مردان مسلمان می کنند؛ و شاهدید که چگونه آنها را اسیر کرده و به آنان ستم می کنند؟!

مولای من! خدا به داد دل شما برسد!!

 

ما شکایت خود را به پیشگاه خداوند عزّوجلّ برده و از این همه حوادث ناگوار، به درگاه حضرت محمّد مصطفی(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و علیّ مرتضی(علیه السّلام) و حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها)، سرور بانوان جهان و پدران پاکان و امامان هدایتگر و شیران بیشه شجاعت و به حمزه ی سیّدالشّهداء و به جعفر طیّار در بهشت، پناه می بریم.

 

پس ای دادرس دادخواهان! به دادِ بندگان گرفتار خویش برس و ای مهربان ترین مهربانان! آقا و مولایشان را به آنها برسان و به وسیله ی او، ظلم ظالمین و تسلّط کافرین و حیله های مخالفین را از آنان دور کن و با شتاب در فرج ولیّ خودت، شاه شاهان و مولای انس و جان، در فرج آنان شتاب کن و زمینی را که سرشار از ظلم و جور شده، پر از عدل و داد نما، و چشمان اهل ایمان را به جمال «ولیّشان» روشن کن و با ظهور جمالش، بهره ی مؤمنان را در جهان بیشتر گردان و عدل بزرگ و سلطنت پرشکوه و عالی خویش را آشکار ساز و به وسیله او حق را اقامه کن و باطل را از بین ببر و در آشکار شدن وعده هایی که به متّقین و پرهیزگاران داده ای، تعجیل نما! ای راستگوترین راستگویان و ای تواناترین توانایان.



نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
نظرات ()
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی